no-img
گزارش فایل

دانلودشناسايي شاخص‌هاي پيش‌بيني كنندة اختلالات يادگيري در سنين قبل از ورود به مدرسه


گزارش فایل
مطالب ویژه
اطلاعیه های نویسنده سایت

ادامه مطلب

دانلودشناسايي شاخص‌هاي پيش‌بيني كنندة اختلالات يادگيري در سنين قبل از ورود به مدرسه
zip
جولای 31, 2019
1500 تومان
0 فروش
1500 تومان – خرید

دانلودشناسايي شاخص‌هاي پيش‌بيني كنندة اختلالات يادگيري در سنين قبل از ورود به مدرسه


دانلودشناسايي شاخص‌هاي پيش‌بيني كنندة اختلالات يادگيري در سنين قبل از ورود به مدرسه

تعداد صفحات فایل

فایل ورد قابل ویرایش

شرح فایل

هدف پژوهش :

به لحاظ مشكلات در شناسايي كودكان ناتوان در يادگيري در سنين پيش دبستاني ، برنامه‌هاي پيش دبستاني چندني تدوين نشده است. (گئوخ و گلادر ، 1980، وسر ، آلگوزين و تريفيلتي ، 1979)

همانطور كه گئوخ و لگادر ، خاطرنشان مي‌سازند كه وقتي ما در مورد آزمايش كودك پيش از دبستان ناتوان در يادگيري صحبت مي‌كنيم، به واقع بيشتر از پيش‌بيني حرف مي‌زنيم تا از شناسايي : به عبارت ديگر ، از آنجا كه كودكان پيش دبستاني معمولاً در دروس تحصيلي درگير نيستند، نمي‌توان به دقت گفت تا آنها از لحاظ تخصيلي برتر يا كمترند. متأسفانه ، حتي در صورت ثابت بودن ديگر عوامل پيش‌بيني هميشه نسبت به شناسايي از دقت كمتري برخوردار است.

اغلب متخصصان نسبت به تدوين برنامه‌اي براي كودكان ناتوان در يادگيري در سنين پيش از دبستان تمايل شديدي دارند. لذا هدف اصلي اين تحقيق شناسايي شاخص‌هاي پيش‌بيني كننده اختلالات يادگيري در سنين قبل از ورود به مدرسه مي‌باشد.

 

فرضيه‌هاي پژوهش :

  1. كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي ديرتر از سن طبيعي فرايند تحول گفتار را طي مي‌نمايند.
  2. كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي اضطراب جدايي (وابستگي) بيشتري نشان مي‌دهند.
  3. كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي از هماهنگي حركتي ضعيف‌تري برخوردار بوده‌اند.
  4. وضعيت خواب كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي ، متفاوت است.
  5. خلق و خوي كودكان مبنلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي متفاوت است.
  6. وضعيت كنترل ادرار و مدفوع كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري نسبت به كودكان عادي متفاوت است.

 

تعريف مفاهيم :

كودكان داراي اختلالات يادگيري:

از نظر آموزشي كودكان داراي نارساييهاي يادگيري كودكاني هستند كه تفاوت فاحشي بين توانايي هوشي بالقوه آنان و عملكردشان در ارتباط با فرايند يادگيري وجود داشته باشد. وجود اين تفاوت ممكن است همراه با اشكال مشخص شده‌اي در سيستم اعصاب مركزي باشد. اما بايد به خاطر داشت كه اين تفاوت ناشي از عقب‌ماندگي ذهني ، محروميت‌هاي فرهنگي ، آموزشي ـ اشكالات شديد هيجاني يا نقص در حواس مختلف نيست. (سيف نراقي ، نادري ـ 1379)

تعريف عملياتي :

منظور از كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري در اين پژوهش كودكاني هستند كه به مركز اختلالات يادگيري به دليل داشتن انواع اختلالات يادگيري چون اختلال در حساب، خواندن ، نوشتن ، … مراجعه كرده‌اند و نمراتشان در دروسي چون رياضي ، ديكته و … پايين بوده بطوريكه علائمي چون عدم درك مناسب از مفاهيم دروس رياضي ، وارونه نوشتن ، آينه‌وار، جاانداختن نقطه در ديكته از خود نشان داده‌اند.

ناتواني يادگيري:

اختلالي كه در يك يا چند فرايند رواني پايه كه به درك يا استفاده از زبان شفاهي يا كتبي مربوط مي‌شود و مي‌تواند به شكل عدم توانايي كامل در گوش كردن، فكر كردن ، صحبت كردن، خواندن ، نوشتن، هجي كردن يا انجام محاسبه‌هاي رياضي باشد، ظاهر مي‌شود اين اصطلاح شرايطي چون معلوليتهاي اداركي، آسيب‌ديدگيهاي مغزي ، نقص جزئي در كار مغز، ديس‌لكسي يا نارساخواني، آفازي رشدي را دربر مي‌گيرد. از سوي ديگر، اصطلاح ياد شده آن عده را كه اصولاً به واسطه معلوليتهاي ديداري ـ شنيداري ـ حركتي ، همچنين عقب‌ماندگي‌هاي ذهني يا محروميتهاي محيطي ، فرهنگي يا اقتصادي به مشكلات يادگيري دچار شده‌اند را شامل نمي‌شود. (والاس ، مك لافين ، 1987، مترجم منشي طوسي، 1378)

تعريف عملياتي :

ملاك‌هاي DSM-IV-TR براي اختلال يادگيري مستلزم ناهمخواني قابل ملاحظه بين IQ و ميزان پيشرفت و پايين بودن قابل ملاحظه پيشرفت در خواندن در مقايسه با ساير كودكان همسن است . (كاپلان ـ سادوك ، ترجمه پورافكاري ـ 1382)

كودك پيش‌دبستاني :

منظور از كودك پيش دبستاني در اين پژوهش ، كودكاني هستند كه در سنين 6 سالگي و قبل از سن مدرسه هستند و در مراكز پيش دبستاني مشغول به آموزش هستند.

فصــل دوم

 

اختلالات يادگيري:

اندكي بيش از 40 سال است كه دانش‌آموزان واجد ناتواني‌هاي خاص در يادگيري مركز توجه پژوهش‌هاي رواني آموزش قرار گرفته‌اند علت توجه محققان به اين دانش‌آموزان آن است كه آنها به رغم برخورداري از هوش نزديك به هنجار و يا گاه بالاتر مشكلات عمده‌اي در زمينه اكتساب مهارت‌هاي آموزشگاهي و اجتماعي از خود نشان مي‌دهند. (رمضاني ، 1380)

در سال 1963 نمايندگان چندين سازمان در سمپوزيومي كه از جانب صندوق كودكان معلول ادراكي برگزار شده بود، شركت كردند. ساموئل كرك خطاب به شركت‌كنندگان اين سمپوزيوم اظهار داشت ، موضوع بحث ما در اين جا كودكاني هستند كه يا به لحاظ سبب‌شناسي ( براي مثال نقص كار مغز، نقص جزئي در كار مغز، اختلال عصبي ـ رواني ) يا به سبب جلوه‌هاي رفتاريشان ( براي مثال اختلالهاي ادراكي ـ فعاليتهاي حركتي بيش از حد ـ نارساخواني يا (ديس‌لكسي) ) نامي براي آنها نهاده شده است. كرك[1] در اظهارات خود پيشنهاد كرد كه به خاطر پرهيز از معماي عامض كار ناقص مغز، از اصطلاح ناتواني يادگيري كه دربرگيرنده تمام افراد مورد نظر است استفاده شود. وي همچنين به راه صحيح ارزيابي و چاره‌جويي آموزش اشاراتي دارد.

1500 تومان – خرید

 



ads

دیدگاه ها


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *